اسكندر بيگ تركمان

1031

تاريخ عالم آراى عباسى ( فارسى )

بتحريك او يا اراده خود در مقام تسخير قلعه آخسقه شده بدان صوب در حركت آمد سليم خان شمس الدينلو حاكم آخسقه و تفنگچيان حارس قلعه از وقايع گرجستان و اخبار موحش كه متواتر و متوالى از هر طرف ميرسد دل باى داده بودند و از تزلزل خاطر عامه تاب توقف نياورده قلعه را انداخته بيرون آمده باردوى قورچى باشى پيوستند و مرتضى پاشا به آسانى بىجنك و جدال آمده قلعه را متصرف شد و ايازه سوداگران عجم را كه از ولايت روم با بضاعت موفور بازگشته به آنجا آمده بودند و عازم اين طرف بودند گرفته از قوت طامعه رقم تملك بر كل تملكات آن بيچارگان كه زياده از چند و چون بود كشيد . ديگرى آنكه جمعى از اكراد در حينى كه امير كونه خان با لشكر چخور سعد از ايروان بيرون رفته باردوى قورچى باشى پيوست فرصت يافته در غيبت او بتاخت و غارت الكاء شرور آمده انواع دست درازى برعايا كردند ولدان امير كونه خان با فوجى از غازيان قاجار و غيرهم كه بمحافظت قلعه و الكاء مانده بودند بر سر ايشان رفته فيما بين محاربه وقوع يافت و گروهى از طوايف اكراد بقتل آمدند . ديگر آنكه جمعى از اكراد سهران و برادوست در سلماس جمعيت نموده اراده تاخت الكاء [ 726 ] غازى بيك نواده شاهقلى بلبلان از برادران تخلف نموده اظهار دولتخواهى اين دودمان مقدس كرده و بسلمانخان سو باشى حاكم جورس و سلماس خبر فرستاده او را از عزيمت آن گروه آگاه كرد و او آقا سلطان مير مقدم حاكم مراغه را اخبار نموده باتفاق بر سر آن جماعت رفتند و فيما بين جنگ و جدال وقوع يافته از طرفين بر خاك هلاك افتادند . ديگرى از سوانح آن ايام عصيان و طغيان و فتنه انگيزى شير بيك مير عشرت مكرى است كه حضرت اعلى بعد از قتل قباد خان و تنبيه متمردان مكرى او را تربيت فرموده از پايهء نوكرى برتبهء امارت و بزرگى ايل و عشيرت سرافرازى يافت و بمحض رعايت خاطر او از تقصير بقية السيف متمردان آن طايفه گذشته از آن تاريخ الى غايت كه پانزده سال متجاوز است او و برادرش مقصود بيك با چند نفر از اولاد و اقربا در ظل رعايت و الطاف شاهانه آسوده كامياب دولت و عزت و كامرواى عافيت و فراغت بودند و روز بروز انوار شفقت و تربيت شاهى بر وجنات احوال شير بيك تافته مرتبه‌اش بلندى ميگرفت درين سال بيجهتى باغواى چندى از اشرار و مفسدين آنطايفه خصوصا خلف جاهل ناخلفى كه دارد سر از ربقهء اطاعت و اخلاص پيچيده در مقام عصيان و طغيان شد و با گروه انبوه از اشرار و طاغيان بمراغه آمده دست بقتل و غارت مسلمين گشادند و جمعى از سپاهى و رعيت را طعمهء شمشير بلا گردانيده بسيارى از نساء و صبيان مسلمانانرا باسيرى بردند و در سفك دماء و تاراج اموال و اسر عيال و اطفال فرو - گذاشتى نكردند . چون اين اخبار ملالت آثار بعرض عاكفان سدهء سد ره مقدار رسيد حركات ناهنجار شير بيك همگنان را موجب استعجاب گشته بالجمله حضرت اعلى شاهى ظل اللهى كه معدن تهور و بحر حوصله‌اند از ظهور اين مقدمات از جاى نرفته بالطاف الهى و امداد بواطن قدسى مواطن طيبين و طاهرين واثق بودند از معتمدان درگاه زمان بيك ناظر بيوتات را با موازى پنجهزار كس از ملازمان درگاه و تفنگچيان ركاب اشرف و عساكر فارس مردم امام قليخان و غيرهم بدفع فتنه شير بيك مأمور فرموده بر سر او فرستادند و نخست يك قرص نان از چوركهاى خاصه سفره همايون مصحوب يكى از اخلاص شعار آن كارخانه جهت او ارسال داشتند و اين اشاره مشعر بر آن بود كه تو تربيت كرده شدهء ما بودى و نان و